Wednesday, September 22, 2010

شفافیت در پیام

اگر هدف از جنبش سبز اجرای یک رای گیری نو بود با طیف کاملی از نماینده هایی که معمولا فیلتر میشوند، آیا آقای موسوی همچنان به این جنبش علاقه میداشت؟    ء  

وقتی مردم میگویند موسوی فقط یک بهانه بود، من تعجب میکنم.  مردم ایران باید دیگر این درس را گرفته باشند که شفافیت در پیام و در شعار بسیار اهمیت دارد چون زمانی که همراهی از چند قشر به تمام اقشار مردم میرسد، شعار ها برای عموم تبدیل به آیه قران میشوند.  همان طور که با ورود عوام به صحنه خمینی تبدیل به یک بت شود.

 موافقم که به هر صورت موسوی با کل نظام حکومت اسلامی اشکالی ندارد. ولی باز خیلی فرق میکند.  در یک رای گیری کاملا آزاد، ایشون شاید نتوآنست برد و اعلام علاقه ایشان به  چنین رای گیری شاید میل ایشان را به آزادی نشان دهد تا صرف میل به قدرت و شاید همراهی بیشتری از مردم به دست بیآورد.                              ء
 

Tuesday, September 21, 2010

در همه جای فرهنگ ایران میتوان کپی گری دید

فکر میکنم شاید باید کامل تر بنویسم تا راحت تر بتوانم متقاعد کنم.  در همه جای فرهنگ ایران میتوان کپی گری دید از فردوسی تا آهنگ های روح الله خالقی.  هدف من توجیه این مساله است که اگر غربیهای بد بخت عاشق فرهنگ ایران نیستند، دلیلی داره، وگر نه غرب همیشه عاشق کپی کردن چیزهای خوب از همه ی عالم است.     ء

گوشه هایی از ردیف میرزا حسین قلی خان فراهانی

یکی از دوستان، آقای رضا منبع چی، که سالهای زیادی را با حوصله به یادگیری ردیف هفت دستگاه پرداخته اند، زحمت کشیده اند و گوشه هایی از ردیف میرزا حسین قلی خان فراهانی را با کیفت زیبایی ضبط کرده اند. لطفآ بر روی رباط یوتوب رفته و با نظر دادن بر ویدئوی ایشان در آن سایت، ایشان را تشویق کنید. ء

با درود


دیدار با مشاهیر! ء


من هم آیت الله خمینی را از نزدیک دیده ام و هم پرزیدنت جرج بوش بزرگ را. هم پای صحبت های آیت الله فلسفی و آیت الله مطهری نشسته ام و هم در پای سخنرانی علمی استاد استیون هاکین. ء

از همه عذاب آور تر شنیدن صحبت علمی استون هکین بود چون با آن ریاضیات پیشرفته از همه بیشتر احساس نادانی به انسان میداد. بعد از اون، گوش دادن به جرج بوش واقعا عذاب داشت، چون همه حرف هاش شعار بود و عده ای مدام بلند میشدند و تظاهرات میکردند و بعد از چند دقیقه دسگیر میشدند، بعد، دوباره یک عده دیگه بلند میشدند و این کار ادامه داشت و در تمام مدت، جرج بوش بزرگ یک لحظه هم مکس نمیکرد و به حرفهاش ادامه میداد، به طوری که اگر برنامه در تلوزیون دیده میشد کسی گمان نمیکرد اتفاقی افتاده است.


انحطاط ایران به نظر من از قرن ۱۲

انحطاط ایران به نظر من از قرن ۱۲ شروع شد و در قرن ۱۳ (سعدی) و ۱۴ (حافظ) ایران مسیر قهقرایی را طی میکرد.  جالب است که از حافظ و مولوی با احترام صحبت کنیم چون شاید بدانید که من این شاعران را تبلور فلسفه شکست در میان ایرانیان میدانم. اکثر ایرانیان حرف حساب این شاعران را نمیدانند.    ء

  سعدی که کارش سوء استفاده از بچه های زیر سن بود ونوشتن اشعاری با اظهار عشق دروغین برای به دست آوردن دل آنها.  با شوق و
افتخار نیمی از جملاتش را به عربی میگفت و چیزی جز پند های دهاتی وار ندارد که به درد یک ادم کم عقل میخورد.

 مولوی که اعتقاد داشت یک نیروی نهانی خدا گانه جهان را میچرخاند و نه همه چیز آگاه است.  و اکثر حرف های حسابش از یونانی ها کپی شده بود.    ء

حافظ که *مخصوصا* نظریات ضد و نقیض می دهد تا در هم و بر هم باشد مانند یک نقاشی آبستره تا هر کس تا اباد به خیال یک تفکر ژرف در اشار او غرق شود و چیزی نیابد. زیرا با داشتن همه جور بر چسب میتوان محبوب همگان بود.  بیش از نیمی از اشعارش فاقد ارزش هستند و تکراری.  شاید کمتر از ۲۰ غزل داشته باشد که ظاهری گیرا دارند ولی آنها را هم اگر تجزیه کنید، می بینید تفکر ژرفی در آن نیست و همه بازی با کلمات.  مانند این شعر که اول جالب به نظر می آید و با نگاه دقیق به ابیات واژه بازی میشود: "در ازل پرتو حسنت ز تجلی دام زد ..."       ء



Monday, September 20, 2010

موسیقی ایران

اگر کسی موسیقی ایران و قرون وسطی را مطالعه کند، به راحتی می بیند که موسیقی قرن ۱۴ میلادی بسیار پیشرفته تر از موسیقی سنتی ایران است؛ چند صدایی، با آهنگ سازی های آرام و متین وبا محتوی ملودیک غنی تر. موسیقی ایرانی امروز تک صدایی، بدون هارمونی، و محتوای تکراری است که در آن یک ملودی که در صد آهنگ دیگر شنیده ای صد بار دیگر در یک ترانه بزن بزن تکرار میشود. در مقایسه باید آثار آهنگسازانی چون "گیوم د مشو،" "جاسکن د پرز" و "اوکن هم" را مطالعه کرد. 


این خصوصیات، هنر موسیقی ایرانی را برای موسیقی شناسان جهان جذاب میکند چون قدیمی ترین اثار موسیقی اروپایی به قرن نهم میلادی بر میگردند که حتی آنها نیز دارای فرمهای ساده ای از چند صدایی هستند و این مساله موسیقی ایرانی را جزو باستانی ترین انواع موسیقی میکند که در اروپا دگرهیچ اثر تاریخی از آنها وجود ندارند و با معجزه ای به نام فرهنگ ایران در یخچال زمان نگاه داری شده اند.  البته موسیقی قوم یهود نیز باز به خاطر علاقه آنان به نگاه داری از سنت ها جزو قدیمیترین انواع موسیقی است.


موسیقی امروز ایران کمبود فرهنگ آهنگساز دارد. یعنی مردم اول به خواننده اهمیت میدهند، بعد به نوازنده و به آهنگساز هیچ اهمیتی نمیدهند. بنا بر این کسی آهنگساز نمیشود . علت دیگر این است که مردم هم تفاوت کمی بین یک کار آهنگسازی شده و یک کار "نوازنده بافته شده" میدهند. اکثر کارهای سنتی امروز مثل گبه های ایرانی میمانند تا فرش کاشی، یعنی به دست مجری سر هم بندی شده اند و نه مطابق نقشه یک طراح. اکثر کارهای علیزاده و شجریان سر هم بندی هستند و ضعیف وای به حال بقیه.
ء


اکثر موزیسین ها با انجام کنسرت، نام خود را زنده نگه میدارند تا بتوانند شاگرد پیدا کنند و از تدریس آنها امرار معاش.  فرهنگ فراموشی در هنر های اجرایی حتی در آمریکا مانند رقص موجب میشه که مردم^ هنرمند را در روی صحنه به یاد داشته باشند و چند روز یا هفته بعد فراموش کنند.  حتی هنر پیشه های قدیمی هالیوود که نیازی به پول ندارند، هر چند صباح در یک فیلم ظاهر میشوند تا احترام عمومی آنها زنده بماند (استالون).  کلا صحنه اجرا  بسیار اعتیاد آور است و علت این همه کنسرت های ایرانی فقط پول نیست.  برای برخی از نوازنده ها پول است و برای مشهور تر ها اعتیاد به توجه عموم.   ء   

نکته جالب اول اینکه، ما در ایران پشیزی از تاریخ موسیقی خود یا قطعات ساخته شده در هزار سال گذشته نمیدانیم. یعنی تعداد صفحات موسیقی ثبت شده از قرن ۱۰ میلادی تا قرن ۱۹ میلادی در ایران چیزی نزدیک به صفر است ( چند پاره به جای مانده از عبد القادر مراغه ای) و در اروپا، ملیونها صفحه نت موسیقی از آن دوران به جای مانده. البته با تشکر از اسلام هم تولیدات موسیقی اندک بوده است و هم ثبت آن.حال ما  نه تنها از نواهای گذشته خبر نداریم، بلکه از هنرمندان خود در قرن های مختلف و حال زندگی آنها هم  چیز قابلی نمیدانیم به غیر از سه یا چهار اسم و شرح حال.  البته شاید فعالیتهای جدی نیز وجود نداشته که با وجود اسلام واضح است. ردیف هفت دستگاه ما که در مجموع ۴ ساعت محتوای موسیقی است با تکرار های بسیار با قطعاتی (گوشه هایی) بسیار کوتاه (اکثرا کمتر از ۶۰ ثانیه) و بدون شناسنامه لابد مربوط به قرنهای مختلف و اقوام مختلف ایرانی. ملودی هایی چون  نغمه، بسته نگار, مثنوی، عشاق، بیات راجه، و حرکت های افکت مانند چون بال کبوتران و پنجه کاری، بارها در این مجموعه تکرار میشوند.


نکته جالب دیگر اینکه، ما قدر این مختصر گنجینه ی باستانی را نمیدانیم و امروز آنرا با انواع موسیقی جاز و پاپ و هیپ هاپ ترکیب میکنیم و فکر میکنیم با ترکیب قرمه سبزی و قیمه بادمجان، نو آوری کرده ایم.  وای بر ما که با فلسفه "هر آن مردن" زندگی کرده ایم و از خود و تاریخ و هنر خود چیزی ثبت و درج نکرده ایم.      ء


ما حتی از آواز قمر المکوک وزیری (عکس های گوگل) که در زمان خود برای او جواهر پرتاب میشد، حتی یک دقیقه ضبط صدای قابل شنیدن نداریم و جمعا مجموع آثار صوتی از او از ۲۰ دقیقه هم تجاوز نمیکند و حتی چند عکس با کیفیت خوب نیز نداریم در صورتی از دوک الینگتون (عکس های گوگل) که شش سال پیش از قمر به دنیا آمده بود بهترین ضبط ها و عکسها را داریم .  ما حتی کیفیت خوبی از شاهکارهای سینما و تلوزیون خود در چند دهه گذشته مانند سریال هزار دستان (بعد از انقلاب) و سلطان صاحب قران (قبل از انقلاب) نداریم.  حتی فیلم "هامون" ساخته داریوش مهر جویی در ۱۹۸۸ نسخه تمیزی قابل مقایسه با آثار قدیمی هالیوود ندارد.                                             ء


http://en.wikipedia.org/wiki/Guillaume_de_Machaut
http://en.wikipedia.org/wiki/Josquin_des_Prez
http://en.wikipedia.org/wiki/Medieval_music
http://en.wikipedia.org/wiki/Duke_Ellington

"عرب کثیف،" "مرگ بر آخوند" و "اسلام کثیف"

اگر یکی از کارمندان ادارات دولت آمریکا، در جایی در اینترنت بنویسد: "عرب کثیف،" "مرگ بر آخوند،" "اسلام کثیف" یا هر گونه ناسزای دیگری به هر قشر مذهبی یا نژادی، بلافاصله شغل خود را از دست میدهد. محض اطلاع دوستان. ء