بد نیست برویم به ماورای آنچه تا کنون بوده ایم. خیلی ساده است. یک لحظه تصور کنیم که جمعی هستیم از نژادها و آیین ها و مذاهب مختلف. کشتی ما شکسته و به جزیره ای افتادیم. بدون هم پیشرفت نمیکنیم و قدرت ما در اتحاد است. مهم نیست چه کسی ترک است، مسلمان، عرب و یا کرد، مهم اینست که با دشمنی پیش نمیرویم و با اتحاد به رفاه میرسیم. اصلا ای کاش همدیگه رو نمیشناختیم تا دچار خیالات نشویم. مهم اینست که عده ای هستیم که آرمان های متفاوتی داریم و هر کدام نقشه ای. اختلاف نظر بسیار خوب و مفید است ولی در نهایت باید یک راه را انتخاب کنیم و در راه آن تلاش کنیم. ء
ولی هر بار کسی خود را رهبر کرده یا رهبرش کرده ایم، او تبدیل به یک دیکتاتور شده. چرا؟ چون کار زیاد است، باید یک جزیره را بسازیم و مسکونی کنیم ولی آرمانها مختلفند و هر کسی سازی میزند. برای اینکه کاری از پیش برود، باید این مردم فقط با یک آهنگ برقصند و این همیشه فقط با زور انجام شده متأسفانه. علاوه بر آن، بسیاری از این رهبران به سرعت به فکر جیب خود افتاده اند و فاسد شده اند. راه حل ما ایمان به تفاوتهای عقیدتی به عنوان یک عنصر سازنده است و قول و قرار ما به احترام به نظر جمع. یعنی با وجود اختلاف نظر، ما پس از رای گیری، همه تبدیل به یک بدن در راه یک آرمان بشویم. ء
متاسفانه فرهنگ ما تا کنون، چوب لای چرخ کردن هر عقیده مخالف بوده. حتی اگر به واقع، رای اکثریت مردم در رای گیری مشخص شود، ما در صورت مخلفت با آن چوب در چرخ آن خواهیم کرد. ء
ء